【 بند یک 】
ایستِم زده باز، عجب شور و نوایی
هر گوشهش یه پروژه، هر روزش یه هوایی
از وب و از ابزار و بازی و ماجراها
همه میگن این شرکت، داره میره بالاها
دیش دارا دادام، ایستم اومد تو کار
دیش دارا دادام، با ایدههای بیشمار
دیش دارا دادام، از دسکتاپ تا بازی
دیش دارا دادام، چه شرکتی چه سازی
【 پیشخوان 】
مدیرعاملش کیه؟ همه میپرسن هر بار
رادمهر اصغری، با یه فکرِ پر از کار
نه اهلِ سرسری، نه اهلِ وقتپرونی
پروژه رو دونهدونه میچینه، مثل بارونی
【 همخوان 】
دیش دارا دادام، دیش دارا دادام
رادمهره توی فاز، دیش دارا دادام
دیش دارا دادام، دیش دارا دادام
پروژههاش سرفراز، دیش دارا دادام
【 بند دو 】
یه روز میره سراغِ وب، یه روز پیادهسازی
یه روزم وسطِ کد، یه روزم بازیسازی
رادمهر آقا نشسته، پایِ سیستم و نمایشگر
یه دستش رویِ کیبورد، اون یکی دنبالِ سرور
نه خوابِ الکی داره، نه حرفِ کشدار
میچینه کارو از اول، دقیق و بیغرور
ایدههای جورواجور، یکی پسِ یکی
هر کدوم که میاد جلو، میگه اینم یکی
【 پیوند 】
یه دفترِ سبک و تمیز، برای فکر و یادداشت
یه ذهنِ پر از تصویر، یه مسیرِ روشن و راست
از صفحه تا برنامه، از طرح تا اجرا
همه چی رو میسازه، با حال و با صفا
【 همخوان 】
دیش دارا دادام، دیش دارا دادام
رادمهره توی فاز، دیش دارا دادام
دیش دارا دادام، دیش دارا دادام
پروژههاش سرفراز، دیش دارا دادام
【 پایانی 】
دیش دارا دادام، ایستم روشنه هنوز
دیش دارا دادام، شهر پره از این سوز
رادمهر اصغری، اسمِ رویِ پرچمه
هر چی بسازه اینجاست، تهش یه فتحه